تبليغاتX
پیام
حکمتیسم

حکمتیسم و جنبشهای پیشرو اجتماعی

 

صدیق اسماعیلی

sediq_e@yahoo.co.uk

29/6/2008

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

مقدمه

مطلبی مندرج در وبلاگ "تریبون مارکسیسم" تحت عنوان " وضعیت فعلی و گامهای ضروری، نکاتی در مورد جنبش دانشجوئی و چپ"، به دلیل واقع بینی و چالش عملکرد  "چپ" اپورتونیسم، هیاهو و فحشنامه‌های طرفداران معدود این "چپ" را به دنبال داشت. این بار گویا ماجرا کمی متفاوت است. به دنبال افشای سیاست پر مخاطره و مضر در قبال جنبشهای اجتماعی علی‌الخصوص جنبش دانشجوئی، مدافعان، فحشنامه‌های طولانی‌ای نه در دفاع از امنیت دانشجویان، بلکه راه برون رفت از منجلابی که بانی به خطر انداختن امنیت دانشجویان بود را حواله افراد، سازمانها و جریانات مختلف کرده و با چسباندن آنها به وزارت اطلاعات تلاش میکنند که خود را از زیر این آوار شرمگین بیرون آورند و به دست فراموشی بسپرند. این دافعه‌ها البته یک دست نیستند: به نظر می‌رسد که هواخواهان علنی این "چپ" تصمیم گرفته‌اند که پروژه ناتمام خود را به اتمام برسانند. اینها از ابتدا با منتسب کردن "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب" به خود و حال انتساب بقیه دانشجویان به جریانات سیاسی دیگر و انتساب این جریانات به وزارت اطلاعات، تصمیم گرفته‌اند که به هر قیمتی،-حتی به قیمت به خطر انداختن امنیت دوباره دانشجویان و یا هر فعال دیگری- سیاست ناباب و ناسالم را به جای جدل، نقد و ارزیابی سیاسی جلوه دهند تا تمام انتقادات وارد بر عملکردشان را یک سره رد کنند. از طرفی دیگر عصبانیت، انزجار و گذاشتن بار گناهان  به دوش دیگران، نه برای حفظ امنیت، بلکه راه نجات از بحرانی شدن وضعیت گروهی و هراس از دست دادن نیرو و کسانی که به آنها توهم داشتند را راهگشای این معرکه می‌دانند.(1) در ادامه این واکنش، گروهی دیگر به این کمپ پیوستند، اینها هر چند از هواخواهان علنی نیستند اما حتی از آنان نیز پیش افتادند. برخی با درج اکاذیب و جعلیات و عده‌ای با در اختیار گذاشتن همه امکانات خود، چندان به تاخت رفتند که خود چون غمبادی بر گلوله‌های برآمده آنان نشستند. گروه سوم از همه خشمگینتر به تحلیل افتادند، اگر چه بعضا به ظاهر از این "چپ" کناره‌گیری کرده‌ بودند، اما هر بار به نسبت  توازن قوا، گهی با بخش راست و رفرمیست درون جنبش کارگری و گهی با چپ اپورتونیسم همنوا میشوند.

نوشته حاضر ضمن الهام از مبارزات و تجارب ارزنده جنبش کارگری، به بررسی عملکرد چپ اپورتونیسم می‌پردازد و تلاش دارد تا عصبانیت، انزجار و نیز معضل آفرینی آنها برای جنبشهای اجتماعی در ادوار مختلف و تناقض استراتژی این نوع از "چپ" را با منافع جنبشهای مختلف اجتماعی را به تصویر بکشاند و گوشه‌ای دیگر از واقعیات ناگفته را  بازگو کند.

 

حکمتیسم

عروج تفکرات ضد مارکسیستی همچون پست مدرنیسم، نیولیبرالیسم و ... به عنوان محصول فروپاشی شوروی و نیز رشد جنبشهای ارتجاعی پس از اتمام جنگ سرد، سخنگویان بورژوازی را واداشت تا این واقعه را به عنوان دست‌آوردی ارزشمند به همدیگر تبریک گفته و مرگ کمونیسم را جشن بگیرند. بازتاب این وضعیت چپ دنیا را تحت‌الشعاع خود قرار داد، تا جائی که بسیاری از متفکرین مارکسیست نیز کتابهای قطوری در نقد مارکسیسم به رشته تحریر درآوردند.
ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/04/13ساعت   توسط آسو  | 

روز اسلامی زن

روز اسلامی زن ،" تجلیل" از اسارت و" تبلیغ" برای تسلیم طلبی زنان

تهیه و تنظیم  : علی احمدپور

 تضاد اسلام با حقوق و جایگاه انسانی زنان ، امری است که ریشه در تاروپود اسلام دارد و همزاد و دست ساخت حاکمیت رژیم اسلامی نیست . در ایدئولوژی و فرهنگ اسلامی نوع جمهوری اسلامی آن ، روز تولد فاطمه دختر پیغمبر مسلمانان ، بفرمان خمینی بعنوان روز زن و روز مادر نامگذاری شده است . جدای از اینکه مردم همچون سایر امور اساسی  هیچ نقشی در تعیین این روز بعنوان روز زن نداشته اند ، این روز نزد مردم هیچ گاه مقبولیت نیافته است ، تنها صدا و سیمای دولتی جمهوری اسلامی و مطبوعات وابسته به آنان و یا آن دسته از مطبوعات که زیر سلطه ارگانهای این رژیم فعالیت می کنند ، ازطریق امواج تبلیغی خود در همراهی با تمامی ارگانهای مادی رژیم ، سعی در جاانداختن این روز بعنوان روز زن داشته اند که تا به امروز نیز توفیقی حاصل نکرده اند. حتی نزد عموم مسلمانان هم توافقی روی اینکه این روز بعنوان روز اسلامی زن تعیین شود، حاصل نشده است . بنابراین این روز تنها روز زن از دیدگاه سران رژیم اسلامی و صدا وسیما و مطبوعات وابسته به آنهاست و بس . یک کاسه کردن روز زن و مادر در واقع تنزل دادن مقام انسانی زن و به فراموشی سپردن مسئله زن است ، این دیدگاه رنج و ستمی که تحت لوای نقش مادر و همسر و انواع القاب و صفات گوناگون به زنان وارد می آید را ، به رسمیت می شناسد و در بهترین حالت آنرا نادیده می گیرد . مادر بودن ، یکی از وجوه زندگی زنان (البته نه همه زنها ) است . آپارتاید جنسی در جوامع عقب افتاده و در جوامعی که سیستم ارتجاعی و مردسالار و مذهبی در آنها نهادینه شده و یا اعمال می شود ، از همان دوران جنینی برجنس مکمل  اعمال می شود و آنرا می شود در تمامی جوانب مناسبات اجتماعی وعرف و آداب و سنن این جوامع مشاهده کرد ، وضعیت عمومی زنان در این جوامع نیز، خود گویای این واقعیت می باشد.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/04/06ساعت   توسط آسو  | 

توطئه چینی و پرونده سازی

در مورد توطئه چینی و پرونده سازی عابد توانچه و وبلاگ " تکروی " (2)

 

همان طور که در اطلاعیه قبلی ذکر کردم ، روز دوشنبه از بعد از ظهر از نگارش مطلبی در وبلاگ شخصی فردی به نام عابد توانچه در وبلاگ شخصی اش مطلع شدم . به وبلاگ سر زدم و دیدم که توانچه از " کشف " وبلاگی به نام " دآب تهران " خبر داده است که مسایلی را به برخی از فعالین دانشجویی و اجتماعی نسبت داده است . عابد توانچه با این استدلال  ایجاد این وبلاگ و انتشار آن محتویات را به من نسبت داده بود ( خواهش می کنم به روند این استدلال دقت کنید ) : او حدس می زند که یکی از مقالات منتشر شده توسط وبلاگ " تریبون مارکسیزم " توسط من نوشته شده است و بنا بر ادعای توانچه وبلاگ " تریبون مارکسیزم " در دقایقی از روز دوشنبه به وبلاگ " دآب تهران " لینک داده است ( من دوشنبه بعد از ظهر به " تریبون مارکسیزم " سر زدم و لینکی ندیدم و بعد از آن هم گردانندگان وبلاگ وجود چنین لینکی را اساسا تکذیب کردند )  و نتیجه گرفته است که مسئولیت انتشار مطالب موجود در وبلاگ " دآب  تهران " با من است !! و مقادیر معتنابهی از واژه هایی که در انبان لغاتش به وفور یافت می شود نیز به من  نسبت داده بود . سایت " آزادی بیان " در هماهنگی با عابد توانچه همان شب ( دوشنبه شب ) بلافاصله  مطلب توانچه را با توضیحات اضافه پوشش داده بود و از آنجا که گویی این سایت مصداق  " بر عکس نهند نام زنگی کافور " است با مراعات تمام ملاکهای " آزادی بیان " از  درج تکذیبیه ای که من در سه شنبه صبح نوشتم و برای چند سایت ( از جمله " آزادی بیان " ) فرستادم خود داری نمود و حاضر نشد توضیحی از من در مورد متنی که در خود آن سایت  مورد من نوشته شده بود و ادعاهایی مطرح کرده بود  منتشر سازد . عمر پستی که عابد توانچه در بعد از ظهر دوشنبه نوشته بود و آن اتهامات عجیب و غریب را مطرح کرده بود به 24 ساعت نکشید و به دلایل نامعلومی صبح سه شنبه از روی وبلاگ ایشان ناپدید شد . به راستی به این اعمال جز پرونده سازی و توطئه چینی چه چیز دیگری می توان اطلاق کرد ؟


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/04/05ساعت   توسط آسو  | 

شایعات وبلاگ " تکروی "

اطلاعیه پیرامون شایعات منتشر شده توسط وبلاگ " تکروی "

ظاهرا در یکی دو روز اخیر وبلاگی با نویسنده نا معلوم به نام " دآب تهران " ایجاد شده است که حاوی اطلاعات در مورد بعضی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و وابستگان آنهاست و مسایلی را به برخی از فعالین منتسب به این جریان نسبت داده است که تایید یا تکذیب آنها به خود این افراد مربوط است. فردی به نام عابد توانچه عضو سابق دفتر تحکیم وحدت و انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر با یک ادعای عجیب و غریب انتشار محتویات این وبلاگ را به من نسبت داده است . او در آخرین پست وبلاگ خود نوشته است که از آنجا که او حدس می زند که مقاله منتشر شده در وبلاگ " تریبون مارکسیزم " ( بیش از یک ماه قبل ) توسط من نوشته شده باشد و از آنجا که او ادعا می کند وبلاگ " تریبون مارکسیزم " در دقایقی از روز به وبلاگ " دآب تهران " لینک داده است ( من دوشنبه بعد از ظهر به " تریبون مارکسیزم " سر زدم و چنین لینکی ندیدم ) ، مسئولیت محتویات وبلاگ " دآب تهران " متوجه من است ! بدین وسیله من ضمن تکذیب ادعا های سراسر پوچ ایشان ، نسبت به در پیش گرفتن چنین روشهایی در مباحثات سیاسی توسط افرادی نظیر توانچه آن هم تحت عنوان " چپ " شدیدا هشدار می دهم . به راستی اگر با این استدلالات عجیب و غریب بتوان انتشار یک سری مطالب در فضای مجازی را صراحتا و با این قاطعیت به فرد یا گروهی نسبت داد ، از کجا معلوم که راه انداختن وبلاگ " دآب تهران " کار خود ایشان نباشد ؟ مگر نه اینکه او اولین فردی است که مطلب را به سطح عمومی کشانده و اتفاقا در وبلاگ شخصی خودش و در متن همان پست به وبلاگ " دآب تهران " لینک داده است ؟

به کار گیری چنین روشهای هوچی گرانه ، نخ نما ، رسوا و این سنخ پرونده سازیها و معرکه گیریها علیه مخالفان سیاسی شاید برای حکام مستبد و دستگاههای امنیتی آنها روش شناخته شده و جا افتاده ای باشد اما به کارگیری آن توسط فردی که ظاهرا دچار عارضه مجددا رایج شده " خود چپ پنداری " نیز هست و چند صباحی است که پس از ترک " دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه " زیر گذر " سوسیالیزم " بساط کرده است ، عجیب به نظر می رسد . چنین افرادی با در پیش گرفتن چنین روشهایی که سوغات سنت سیاسی است که پیشتر در آن رشد و نمو یافته اند و بالغ گریده اند عملا موجب ملکوک و مخدوش شدن حیثیت چپ می گردند و طرد و منزوی ساختن آنها توسط گرایشهای گوناگون چپ دانشجویی یک ضرورت سیاسی است .

سه شنبه 4 تیرماه 1387

روزبه کلانتری

http://dsocialist.blogfa.com/

2 نوشته شده در  87/04/05ساعت   توسط آسو  | 

وضعیت کنونی جنبش دانشجویی

بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون وضعیت کنونی جنبش دانشجویی و مباحثات اخیر در چپ دانشجویی 

1 )

اتفاقات آذرماه سال گذشته و ضربه گسترده  نیروهای امنیتی  نتایج متناقضی را برای چپ دانشجویی به بار آورده است : از یکسو این ضربات به ضربه خوردن و عقب نشینی ملموس چپ ( به طور مشخص در تهران ( منجر شده است و از سویی دیگر با آشکار نمودن بخشی از پتانسیلهای گسترده اما نهفته چپ ( به ویژه در شهرستانها ) نشان داد که بستر و زمینه عینی برای تفکر و جنبش سوسیالیستی در ایران فراهم شده است که جلوه هایی  از آن را می توان در اعلام موجودیت محافل و کانونهای چپ در مراکز دانشجویی  و بین فعالین اجتماعی در شهرستانها مشاهده نمود . این نتیج متناقض به ایجاد نوعی ناموزونی ، پراکندگی و آشفتگی در کلیت حرکت نسل جدید چپ در ایران منجر شده است . دستاوردهای دموکراتیکی که چپ ظرف مدت نسبتا کوتاهی به حکومت تحمیل نموده بود از دست رفته است و این مهمترین بعد عقب نشینی ناشی از ضربه آذر ماه سال گذشته و محتوای اصلی آن است . گیجی و سر در گمی موجود بین فعالین چپ در تهران ( که خواه ناخواه بمثابه راس و سر هر جریانی شناخته می شوند و سابقه بیشتری دارند )  و پرانرژی ولی نوپا بودن چپ در شهرستانها ( به همراه کم تجربگی ای که همزاد هر حرکت نوپایی است ) و فقدان مکانیزم جاافتاده و شناخته شده ای برای تاثیر گذاری این دو  بخش بر هم از بروزات چنین ناموزونی است . به هر حال دستیابی به تحلیل جامع ، منسجم و روشنی ازکارنامه و تجربه چند سال گذشته چپ ( به طور مشخص در تهران ) و علل عقب نشینی تحمیل شده که خطوط اصلی چشم انداز استراتژیک آینده را نیز روشن خواهد ساخت  از ملزومات آغاز دور جدیدی از فعالیت چپ ، کسب اعتماد توده دانشجو و به دست آوردن مجدد درجه ای از آزادیهای دموکراتیک است . در یک ماه اخیر بحثهای مفید و مثبتی در این زمینه آغاز شد که با ایجاد جنجالهای کاذب از سوی جمعی از هوچی گران سکتاریست مواجه شد . جماعتی که نفع خود و فرقه متبوعه خویش را در شفاف نشدن جریانات و مباحثات می دانند و بعضا با اعمال سکتاریستی خود از زمینه سازان وارد آمدن ضربه سال گذشته بوده اند آگاهانه از پیشبرد چنین بحثهایی در یک فضای سالم و مثبت جلوگیری می کنند . چپ دانشجویی ( از گرایشهای گوناگون ) باید اهمیت و ضرورت این مساله را بپذیرد که گذار از این مرحله و برداشتن گامهای بعدی جز با تحلیل شفاف و بی تخفیف کارنامه گذشته چپ ممکن نیست . آنهایی که طرح هر انتقادی به یک گرایش خاص در چپ دانشجویی و عملکرد آن در سالهای گذشته را به " در خط وزارت اطلاعات " بودن تعبیر می کنند ، آنهایی که در دوره گذشته به فعالیتهای ضد جنبشی به نفع یک فرقه سیاسی خاص اشتغال داشته اند و از زمینه سازان اصلی وارد آمدن ضربه سال گذشته بوده اند نفع شخصی و فرقه ای خویش را در درجا زدن چپ در یک نقطه می بینند . این افراد و گرایشها بنا بر مصالح سیاسی نسل جدید چپ  می بایست افشا و منزوی گردند .  


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/04/01ساعت   توسط آسو  | 

حق خلق‌ها در تعیین سرنوشت خویش

موضع دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد تبریز در قبال حق خلق‌ها در تعیین سرنوشت خویش

 

 

کسی که حق خلق‌ها در تعیین سرنوشت خویش را انکار کند نه تنها یک سوسیالیست نیست، بلکه یک دموکرات نیز نمی‌تواند باشد. اکنون در آذربایجان فعالین «حرکت ملی آذربایجان» با روش‌های گوناگون خود را پیش‌رو در راه کسب این حق می‌دانند. این سوال مطرح می‌شود که آیا خواست چنین حقی از جانب فعالین حرکت ملی مشروع است؟

کسی که خود را پیگیر حق و حقوق ملی خلق‌های تحت ستم می‌داند، حق ندارد و نمی‌تواند ستم بر یک خلق را انکار نماید! زیرا در این صورت او نه برای رهایی ملی خلق‌ها، که برای کسب سلطه بر سایر خلق‌ها تلاش می‌کند. کسانی که خود را مخالف ستم ملی می دانند در آنادولی حامی سرسخت دولت ترکیه هستند، دولتی که نه تنها حقوق ملی ۲۰ میلیون کرد ساکن آنادولی بلکه وجود ۲۰ میلیون انسان را انکار می‌کند و هر روزه از تمامی تریبون‌های رسمی و غیر رسمی فاشیستی‌ترین مواضع تحقیرآمیز علیه خلق کرد را اتخاذ می‌کند. هرگونه اعتراض مدنی و بر حق مبارزان حقوق ملی را به نظامی‌ترین شکل ممکن پاسخ می‌دهد. فعالین حرکت ملی نه تنها به مواضع فاشیستی دولت ترکیه اعتراض نمی‌کنند بلکه مبارزان رهایی ملی خلق کرد را تروریست می‌نامند. زیرا ملی‌گرایی این‌ها بر اساس زبان «تورکی» است و استخوان‌های پوسیده ی جنایت‌کارانی مانند «چنگیزخان» و ...


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/03/22ساعت   توسط آسو  | 

اعلام موجودیت

اعلام موجودیت دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر

 

 

بحران یکه تاز بلامنازع جامعه است. توده های زحمتکش مردم در فقری خردکننده به سر می برند که روز به روز بیشتر گریبانشان را می گیرد. عدم پرداخت دستمزدها و اخراج های گسترده کارگران؛ سرکوب های لجام گسیخته و وحشیانه جامعه همه و همه نشان از بحران عمیق اجتماعی دارند. اقتصاد کشور رو به نابودی دارد و دولت از کنترل تورم و بحران اقتصادی عمیقاً ناتوان است. در چنین شرایطی است که خیزش توده ها شروع می شود. در هفت تپه کارگران در مبارزه ای بی امان با کارفرمایان و دولت کارفرمایان به سر می برند، در بوشهر کارگران صدرا دست از مبارزه برای تحقق خواسته های بر حقشان نکشیده اند اما در ایم بین جنبش دانشجویی به کدام سو رو دارد؟

پس از ضربه 13 آذر بخش چپ جنبش دانشجویی شدیداً آسیب دید. همه به اصطلاح رهبران آن در تهران دستگیر شده بودند و با فاش شدن مسائلی چهره واقعی شان نمایان شد. دانشجویان چپ در تهران در سکوتی مطلق فرو رفتند. اما چپ که خود برآمده از بحران های لاینحل اجتماعی است در شهرستان ها آغازیدن گرفت و این خود نشانه ای است دال بر زنده بودن سوسیالیسم و مارکسیسم انقلابی، شاهدی است بر شکست آوانتوریسم و رادیکالیسم خرده بورژوایی که در لفافه شعارهای کلی و بی معنی چون "آزادی خواهی و برابری طلبی" عرض اندام می کرد.

برای این که بتوان از عقاید و سبک کار انحرافی گسست کرد، بی تردید باید کمر به نقد بی امان آن ها بست چرا که "تئوری تنها زمانی می تواند توده ها را در بر گیرد که سفسطه بازی را نشان دهد." و این سفسطه بازی عملاً چیزی به جز اتهام زنی به مخالفان، حذف گرایی و فرقه گرایی نیست.

از آغاز سال جدید، در جنوب کشور و به ویژه استان های خوزستان و بوشهر، حرکت های خودجوش کارگری زیادی شکل گرفته است. کارگران هفت تپه و کارگران صدرا نمونه های بارز این اعتراضات هستند. از آن جا که ما به عنوان مارکسیست های انقلابی معتقدیم: "کمونیست ها... منافعی جدا و مجزا از منافع مجموع کارگران ندارند... آن ها اصول فرقه گرایانه ای را مطرح نمی کنند که بخواهند بر اساس آن جنبش پرولتری را شکل دهند و به قالب [مود نظر خود] در آورند"؛ در راستای دخالت در جنبش کارگری و مبارزه برای دگرگونی شرایط موجود، موجودیت "دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر" را اعلام می داریم و هدف اولیه و فوری خود را تشکیل قطبی برای دفاع از حرکت های کارگری و ایجاد اتحاد میان دانشجویان و فعالین سوسیالیست منطقه می دانیم.

ما به عنوان "دانشجویان و فعالین سوسیالیست" از رفقای سوسیالیست و انقلابی سراسر کشور می خواهیم با ما در جهت تحقق بخشیدن به اهدافمان همراه شوند.

زنده باد سوسیالیسم

موجودیت دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر

http://www.dfsbushehr.blogfa.com/

2 نوشته شده در  87/03/22ساعت   توسط آسو  | 

کارگران شازند

اهمال کاری رژیم جمهوری اسلامی در زنده زنده سوختن کارگران شازند

 

 شباهنگ راد

توده‏های ستم‏دیده‏ی ایران هر روزه دارند در زیر سلطه‏ی رژیم جمهوری اسلامی خبرهای ناگواری را می‏شنوند. خبرهای بسیار درد آور و تکان‏هنده که با شنیدن آن قلب هر انسان آزادی‏خواه را می‏آزراند. زندگی در ایران برای میلیون‏ها انسان به‏مانند مرگِ تدریجی‏ست. سران حکومت همه را در مضیقه‏ی کامل قرار داده‏اند و کارگران جدا از درگیری با هزاران مشکلات و مصائب دست‏ساز سرمایه‏داران، جان‏شان روزانه در معرض خطر قرار گرفته است و هر لحظه دارند با مرگ دست‏و‏پنجه نرم می‏کنند. طبیعتاً وجود چنین وضعیتی تماماً به‏گردن مناسبات حاکم بر جوامع‏ای‏ست که قدرت‏مداران ساخته‏اند. به‏راستی که روزی را نمی‏توان یافت که در آن از درد و رنج و بدبختی انسان‏ها و خبرهای تکان‏دهنده نه‏باشد. زندگی در بی‏قوله‏ها، تلف شدن محرومان در زیر خرابه‏ها، زندگی در خیابان‏ها و گرسنگی و بی حقوقی، همه و همه ارمغان سردمدارانی‏ست که آمده‏اند تا "سعادت" و "خوش‏بختی" به یغما برده شده‏ی میلیون‏ها توده را به آنان باز گردانده‏اند!!!


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/03/22ساعت   توسط آسو  | 

مقصر و مدعی

جابجا شدن مقصر و مدعی

رابطه فحاشی حکمتیست ها و عملکرد آنها در جنبش دانشجویی

 

رضا مقدم – 18 خرداد 1387 - 7 ژوئن 2008

 

1 - فحاشی های تازه و حکمت آنها

گردونه فحاشی سه حزب کمونیست کارگری و اعوان و انصارشان یکبار دیگر علیه ما به گردش در آمده است. اگر در سال 1999 و در زمان حیات منصور حکمت اعضا و رهبران این حزب ناسزاها و تهمت های کثیف خود را با اسم و رسم منتشر می کردند اینبار از طریق باز کردن ستون اظهار نظر در وبلاگهای آزادی بیان و اتحاد کارگری و بدون نام و نشان به این کار مشغولند. هدف فحاشیهایی که در زمان حیات منصور حکمت صورت گرفت جلوگیری از رسیدن صدای انتقاد ما به مباحث غیر مارکسیستی و غیر کارگری "حزب و قدرت سیاسی" به گوش کارگران و سوسیالیستها بود. امروز تهمت های کثیف هر سه حزب کمونیست کارگری اگر چه خطابش به اتحاد سوسیالیستی کارگری است اما هدفش نه ارعاب ما، و نه ارعاب دانشجویان سوسیالیست، و نه حتی ارعاب دانشجویان مدافع سایت تریبون مارکسیسم است. هدف این اتهامات مرعوب کردن دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و بویژه وابستگان به خود حکمتیستهاست تا به موج وسیع افشاگری از سهم اقدامات حزب سیاسی - نظامی و ماجراجوی حکمتیست در ضربه ای است که به جناح چپ جنبش دانشجویی خورده، علنا نپیوندند.

 

ما مرعوب فحاشی ها و اتهامات کثیف حزب کمونیست کارگری در زمان منصور حکمت نشدیم که هر روز دهها فحشنامه و تهمتنامه علیه ما منتشر می کردند چه برسد به امروز که فحاشان کمونیسم کارگری از نفس افتاده اند و در تمام یکی دو هفته گذشته در داخل و خارج کشور 20 تا ناسزا نامه منتشر نکرده اند؛ بعلاوه جنبش کارگری و فعالینش در موقعیت فعلی نبودند و شاید هم چنانچه بودند نه منصور حکمت به مخیله اش می رسید که با بحث غیر مارکسیستی "حزب و قدرت سیاسی" خود طبقه کارگر را از تئوری قدرت گیری حزب بیرون بگذارد و نه کسی از وی قبول می کرد؛ امروز در کنار موقعیت بهتر مبارزاتی جنبش کارگری نسبت به گذشته، هم دانشجویان چپ و سوسیالیست سر بر آورده اند و هم خود این حزب فحاش و تهمت زن در زیر تناقضات مباحث "حزب و قدرت سیاسی" با اوضاع سیاسی ایران سه تکه شده و همگی در انتهای راهند.(1) ناسزاگویان حرفه ای جریان کمونیست کارگری باید اندکی بیندیشند که اگر ما در سال 1999 مرعوب تهمتها و فحاشی های آنها نشدیم، امروز که صدای انتقاد به مباحث "حزب و قدرت سیاسی" از کامیاران نیز شنیده می شود به طریق اولی کمپین ناسزاگویی آنها کوچکترین تاثیری بر عزم ما برای مقابله با خط مشی انحرافی منصور حکمت و دفاع از سوسیالیسم کارگران نمی تواند بگذارد.(2) اکنون نیز تهمت های و فحاشی های هر سه حزب کمونیست کارگری دانشجویان چپ را مرعوب نمی کند. آنها، همانطور که خودشان اعلام کرده اند، سهم حکمتیستها در ضربه مهلک به جناح چپ جنبش دانشجویی را تماما و تا به آخر بررسی خواهند کرد.(3)


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/03/20ساعت   توسط آسو  | 

رسوایی هر چه بیش تر حکومت اسلامی

رسوایی هر چه بیش تر حکومت اسلامی

در نزد افکار عمومی مردم جهان!

 

             بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

عامل اصلی کلیه مصائب و مشکلات و بدبختی های بشر، ناشی از عملکردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی سیستم سرمایه داری است. بر این اساس، هر بحث و تحلیلی که این عامل را نادیده بگیرد و در چهارچوب همین سیستم به دنبال تغییر اساسی باشد توم پراکنی بیش نیست. به همین دلیل، کلیه دولت ها از نوع خشن و جانی آن هم چون حکومت اسلامی، تا مدرن و به اصلاح دمکراتی آن هم چون دولت های غربی، همگی در جهت استثمار بشر حرکت می کنند و راه حل هایشان در واقع در جهت حواب گویی به بحران های خودشان و جلوگیری از خیزش جنبش کارگری و همه ستم دیدگان و پا برهنگان است.

فقر و گرسنگی یک پدیده غیرانسانی و غیرقابل تحملی است که انسان گرسته را به هر راهی سوق می دهد. متاسفانه فقر و گرسنگی در قرن بیست و یکم سالانه جان ده ها هزار از انسان رنج دیده و گرسنه را به کام مرگ می کشاند.

در آغاز قرن بیست و یکم، بیش تر از 850 میلیون انسان در جهان، همواره زجر و درد و رنج فقر مطلق را تحمل می کنند. بیش از 200 میلیون کودک در جهان برای زنده ماندن خود و نزدیکانشان، بدون آن که به فراگیری آموزش  و تحصیل بپردازند؛ به انجام کار های سخت و زیان آور می پردازند. در حالی که دولت های جهان سالانه میلیاردها دلار صرف هزینه های نظامی برای جنگ و کشتار اختصاص می دهند در حالی که اگر بخش کوچکی از آن را به برچیده شدن پدیده فقر و کودکان کار صرف کنند هیچ انسانی گرسنه سر به بالین نمی نهد و به کار هیچ کودکی نیازی باقی نمی ماند.

در چنین شرایطی، کنفرانس دولت های عضو سازمان خوار و بار و کشاورزی در ایتالیا و پرداختن آن ها به گرانی مواد غذایی و گرسنگی جهان، اشک تمساح ریختن برای گرسنگان چیز دیگری نیست.

 

یکی از شرکت کنندگان کنفرانس سه روزه رم، احمدی نژاد رییس جمهوری حکومت اسلامی ایران بود که در این سفر هر چه بیش تر در نزد افکار عمومی جهان رسواتر شد.

احمدی نژاد، روز سه شنبه 14 خرداد 1387 - 3 ژوئن 2008، به منظور شرکت در اجلاس سالانه سازمان خوار و بار و کشاورزی سازمان ملل «فائو» وارد رم شد.

منوچهر متکی، وزیر امور خارجه، اسفندیار رحیم مشایی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، محمدرضا اسکندری وزیر جهاد کشاورزی و سیدمجتبی ثمره هاشمی، مشاور ارشد رئیس جمهور از جمله همراهان احمدی‌ نژاد در این سفر بودند.

حضور احمدی نژاد در رم، به عنوان رئیس جمهور یک حکومت دیکتاتوری و سرکوبگر موجب اعتراض شدید مردم ایتالیا قرار گرفت. حتی روزنامه ایتالیایی «ایل رفورمیستا»، از مردم ایتالیا خواست علیه سفر احمدی نژاد به این كشور دست به تظاهرات بزنند. ایل رفورمیستا، خطاب به مردم ایتالیا نوشت، در روز سوم ژوئن 2008، امسال راس ساعت 20 در میدان «کمپی دولیو» در تظاهرات اعتراضی علیه احمدی نژاد، شرکت كنید. این روزنامه، از همه كسانی كه با این خواست موافق هستند از جمله فرانکو فراتینی (وزیر امور خارجه ایتالیا) دعوت به عمل آورد تا با شركت در این تظاهرات، صدای خود را به گوش احمدی نژاد برسانند.

ایل رفورمیستا، نوشت احمدی نژاد همان كسی است كه كشتار یهودیان به دست نازی ها را انكار می كند. احمدی نژاد، رئیس جمهور حکومتی است که از اصلی ترین ناقضان حقوق بشر در جهان به شمار می رود.

در کنفرانس سه روزه رم، کنفرانس سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد با حضور 44 تن از سران دولت های عضو این سازمان ترتیب یافت تا در آن، بر سر یافتن راه هایی برای حل مشکل افرایش جهانی بهای مواد غذائی بحث و تبادل نظر شود.

کنفرانس سه روزه سازمان خواربار و کشاورزی جهانی، که يکی از نهادهای تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد است، به امنيت غذايی و  کمبود ناشی از اوج گيری بی سابقه بهای مواد غدایی و کشاورزی و پيامدهای آن پرداخت.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/03/18ساعت   توسط آسو  | 

اتهامات دکان حکمتیست ها

اتهامات دکان  حکمتیست ها  بر علیه حزب کمونیست ایران و  کومه له

 سیروان پرتونوری

رحمان حسین زاده یکی از رهبران حکمتیست و بعضی از اعضایشان طی روزهای اخیر  بنابه فرهنگ خودشان  کلی اتهامات و فحش و ناسزاگویی غیر واقعی و بدون هیچ پایه و اساسی را به شیوه هیستریک  بر روی کاغذ آورده و بر علیه سیاستهای کومه له و حزب کمونیست ایران انتشار داده اند که در اینجا جا دارد از دیدگاه خود در این مقاله کوتاه به آن پرداخته و جواب این اتهامات کینه توزانه و  غیراخلاقی  را بر علیه کومه له بدهم  .

تهمتهای ناروا و غیر واقعی حکمتیست ها  بر علیه کومه له از آنجا سر چشمه میگیرد که اخیرادر وبلاگ تریبون مارکسیسم مقاله ای تحت عنوان "وضعیت فعلی و گام های ضروری  (نکاتی در مورد جنبش دانشجویی و چپ)، منشتر شده است که به ارزیابی جنبش دانشجویی از مقطع 13 آذر تا به امروز پرداخته و نقاط ضعف و شکست های سنگین  این جنبش و از آن مهمتر عاملین این شکست که حزب حکمتیست میباشد را مورد نقد و افشاگری قرار داده است .و گویا کومه له هم این مقاله را در سایت رسمی خود قرار داده است و خود یکی از پشت پرده های این وبلاگ که به تریبون جوان ربط دارد میباشد و این یکی از گناهان کبیر کومه له نزد حکمتیست ها شناخته شده و بهانه ای برای تهمت زدن و استفاده کردن از ادبیات غیر اخلاقی  حکمتیست ها بر علیه کومه له در دست آنان  قرار گرفته شده است .

حال باید ببینیم آیا قرار دادن مقاله ای که نزدیک به دو ماه قبل در درون خود جنبش دانشجویی رد و بدل شده است و در موردش هم اظهار نظر و موضع گیری شده است آیا دلیل بر  این میباشد  که حکمتیست ها با کمال پر رویی و بی شرمانه  کلی اتهامات ناروا  از جمله همسویی با وزارت اطلاعات رژیم و کمک به زیادتر شدن معلومات رژیم برای محکوم کردن رفقای دانشجوی داخل را به کومه له بچسپانند این اتهامات و ناسزاگویی ها و استفاده کردن از ادبیات غیر کمونیستی بر علیه  کومه له فقط از در ج این مقاله در سایت کومه له نبوده، این نوع ادبیات غیر سیاسی بر علیه گرایش سوسیالیستی در درون جامعه از سوی شاخه های کمونیسم کارگری  تاریخی کهن دارد و از همان اوایل انشعاب و جدا شدن این گرایش  از حزب کمونیست ایران و کومه له این نوع ادبیات ضد مارکسیستی  همیشه و همه جا از جانب شاخه های  کمونیسم کارگری با تمام جناح هایش بر علیه کومه له به کار گرفته شده است  و  فقط بهانه های این اتهام زدن ها تغییر میکند و هر بار تحت عنوان های مختلف بر علیه کومه له انجام میگیرد . رحمان حسين زاده و تمامی رهبران حکمتیست ها سالهاست از کومه له کينه به دل دارند و با انواع شیوه های غیر اخلاقی و اپورتونیستی خواسته اند از اعتبارات و محبوبیت  کومه له در اذهان  عموم و در درون جنبش چپ و کمونیستی ایران بکاهند  و زیر پایش را خالی کنند ، چون بر خلاف تحليل هاي پادرهواي تمامی رهبران کمونیسم کارگری در سالهای اوایل جدایی این گرایش  از حزب کمونیست ایران و کومه له  این تشکیلات با رفتن آنها دود نشد و هوا نرفت بلکه  روز به روز با قدرت و سلابت و پشت کار به فعاليت کمونیستی خود به عنوان يک جريان چپ و کمونیست  به فعا لیتش ادامه داد و جرياناتي مانند حکمتيست با سیاست های غیر کمونیستی و انحرافی که میخواهند جنبش چپ در درون جامعه را به انحراف بکشانند و از آنها بمثابه  یک ابزار ی برای مطرح کردن خود استفاده کنند، را به حاشيه راند.خطوط اصلی که این گرایش بر آن بنا شده است میراث فکری منصور حکمت است که هیچ نزدیکی با مارکسیسم و طبقه کارگر ندارد ،کسی که از کمونیسم منصور حکمت تغذیه میکند نمیتواند بیان کننده عادلی برای بیان حقیقت باشد .


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/03/18ساعت   توسط آسو  | 

درسهاي يك تجربه تلخ

 

     لنا

خرداد 87

 

در جريان ضربه آذر ماه 86 به جنبش دانشجويي نكات قابل تعمق بسياري وجود دارد كه نمي توان ونبايد به سادگي و سطحي از آن عبور نماييم. هر چند در جريان مبارزات سياسي در ايران و حتي بسياري از مبارزات اجتماعي كه رنگ و بوي سياسي كمتري داشته باشند ، سركوب در جامعه ما به امري عادي تبديل شده و بر اين مبنا ممكن است سركوب جنبش دانشجويي نيز روال معمول و جاري جامعه ما تلقي گردد، اما در كنه جريان مراسم آذر ماه، سركوبها و جريانات درون زندان و پس از ان نكات بسياري وجود دارد كه ضروري است آنها را كندو كاو نموده و درسهاي لازم از اين تجربه تلخ را چه براي جنبش بطور كلي و چه براي جنبش دانشجويي بطور اخص بگيريم. عده اي بر اين باورند كه "دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب تهران"، بدليل سهل انگاري در رعايت نكات امنيتي و مخفي ضربه خورده و اين نكته را بعنوان علت اصلي در صدر بحثشان قرار مي دهند. اينكه جنبش دانشجويي و دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب تهران   به تلفيق كار مخفي و علني نگاه واقعي نداشته اند مسئله با اهمتي است اما بهيچ وجه اين نكته تعيين كننده نبوده چرا كه مسئله كار مخفي و علني و اتخاذ هر تاكتيكي بطور كلي ناشي از تبيين هر گرايشي از اوضاع و احوال جامعه ، سطح مبارزه طبقاتي و به تحليلشان از توازن قوا بر مي گردد. در واقع دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب، جنبش و سطح  مبارزه در  دانشگاه را در چنان مدارجي مي ديدند كه در مقابل ان ر‍‍‍‍‍‍ژيم مستاصل  و قادر به هيچ تحرك قابل توجهي نمي باشد.

فعاليت علني به درجاتي نه تنها در جنبش دانشجويي بلكه در روند مبارزه طبقاتي جامعه ما و جنبش كارگري به يكي از ضروريات پيشرفت مبارزه طبقاتي امروز تبديل شده، اما حد و حدود و نوع نگاه به ان بر مبناي واقعيات موجود نكته اي تعيين كننده و بسيار با اهميت است.

قبل از هر چيز بايد نگاهي گذرا به فضاي جنبش دانشجويي در چند سال گذشته داشته باشيم. پس از افول جنبش اصلاح طلبي در جامعه ، جنبش دانشجويي نيز كه قويترين پايگاه اين جريان بورژوايي بود، دستخوش تناقضات بسياري گرديد، نتيجه چنين تناقضاتي رشد گرايش چپ و آشنايي با الفباي ماركسيسم بود. اما همه اينها براي اينكه جنبش دانشجويي قادر باشد در متن  مبارزه جاري طبقاتي جامعه قرار بگيرد كافي نبود. اولا، ويژگي هاي جنبش دانشجويي كه عامل ذهني در آن نقش قوي وپررنگي در مقايسه با جنبش كارگري دارد باعث شد زمينه براي رشد انواع سوسياليسم غير كارگري فراهم گردد. طبيعتا بي تجربگي دانشجوياني كه نسل اول گرايش چپ در اين دوره جديد در دانشگاه بودند ، نيز بستر مناسبي براي نفوذ گرايشات غير كارگري بود. با توجه به وجود نيروهاي جوان وپر شور، گرايشات آوانتوريست و اراده گرا، زمينه بيشتري براي رخنه در اين جنبش داشتند. گرايشاتي كه افقشان  بر مبناي ايجاد دنياي مجازي و كسب قدرت با عده اي روشنفكر جدا از توده تعريف مي شود ، بر چنين موجي سوار شدند . همانطور كه در دوران حكومت سلطنتي پايگاه اصلي چريكها در دانشگاه بود و فقط با رشد مبارزه طبقاتي در جامعه اين گرايش تا حدود قابل توجهي كنارزده شد.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/03/12ساعت   توسط آسو  | 

نامه دبیر یکی از دبیرستان ها

نامه دبیر یکی از دبیرستان های آذربایجان غربی به دانش آموزان سوسیالیست تبریز

 

 

متنی که از نظرتان خواهد گذشت نامه دبیر یکی از دبیرستان های آذربایجانی غربی است که به دانش آموزان سوسیالیست تبریز فرستاده شده است.این دبیر و رفیق نا آشنا در این نامه که به ایمیل وبلاگ ما فرستاده شده  در کاری بسیار مفید وستودنی سعی کرده مارکسیسم  و بینش مارکسیستی را به زبان ساده شرح دهد تا از این طریق نوجوانان و بالاخص دانش آموزان مشتاق را با مفاهیم اساسی آشنا کند.ایشان در نامه  خود به ما این نکته را هم گفته که تصمیم دارد این مباحث را به صورت ادامه دار در اختیار وبلاگ ما قرار دهد.ما ابتدا خواستیم تا از این مطالب در نشریه دانش آموزی که قصد داریم به زودی در اینترنت راه اندازی کنیم استفاده شود ولی از آنجا که کارهای آن نشریه چندان آماده و مدون نیست و زمان  انتشار آن فعلا معلوم نیست تصمیم گرفتیم مطلب را روی وبلاگ قرار دهیم.نوشته ایشان برای ما بسیار مفید و قابل استفاده بود و امیدواریم برای دیگر دوستان همسن و سالمان هم آموزنده باشد.نامه این دبیر ما را بسیار خوشحال و امیدوار کرد از این رفیق گرانقدر بی نهایت متشکریم و در انتظار دیگر نوشته های ایشان هستیم.

               ***************************************************

دوستان عزیز
من دبیر یکی از دبیرستانهای آذربایجان غربی هستم.اجازه بدهید به خاطر دلایلی که خود شما در سالهای بعد و پس از وارد شدن به صحنه ی ِ مبارزات عملی در دانشگاهها بیشتر با آن آشنا خواهید شد فعلا" از معرفی خود صرفنظر کنم و بپردازم به اصل مسئله:
آشنایی من با این وبلاگ توسط یکی از شاگردانم(البته از به کار بردن این کلمه معذرت می خواهم چون من و دوستانی که در کلاس من هستند از همدیگر می آموزیم و راستش را بخواهید من از آنها بیشتر می آموزم تا آنها از من ) آشنا شدم و بنا به پیشنهاد وی تصمیم گرفتم آموخته هایم را به دیگر دوستان انتقال دهم و منتظر نقد و نظرات آنها باشم. می دانیم که انسانها در هر مرحله تاریخی بدنبال ساختن تصویری کلی از جهان و مشخص کردن موقعیت خود در آن تصویر بوده اند . امری که در حال حاضر هم جریان دارد ، به قول شاعر شهیدمان خسرو گلسرخی انسانها می خواستند ببینند در کجای جهان ایستاده اند و باصطلاح زیر پایشان تا چه اندازه سفت است. به همین دلیل هر کدام به اندازه ی ِ توان عقلی و رشد ذهنی خود به فلسفه ی ِ خاصی روی آوردند . آنها قطعات این پازل را از طبیعت گرفتند و با تجربه های عملی روزانه خود شکل دادند و در کنار هم چیدند تا به آن تصویر کلی مورد نظر خود برسند.

ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/03/12ساعت   توسط آسو  | 

اپورتونیستها

از تحلیلمان دفاع می کنیم ، اپورتونیستها را افشا می کنیم

منبع وبلاک تریبون مارکسیسم

26/5/2008

 http://tmarxism.blogfa.com/

1-  وبلاگ " تریبون مارکسیزم "  یک وبلاگ وابسته به سایت  " تریبون جوان " است . این سایت در جهت تقویت گرایش کمونیستی  در بین جوانان و دانشجویان می کوشد و با هیچ یک از جریانات موجود چپ ارتباط سازمانی و تشکیلاتی ندارد . این امر البته مانع آن نیست که در معرفی مقالات و مطالب و طرح دیدگاههای خویش ، از دیدگاه خاصی بهره نجوید .

 

2- انتشار مقاله و تحلیل ما تحت عنوان " جنبش دانشجویی و چپ : وضعیت فعلی و گامهای ضروری " باعث ایجاد های و هوی و کمپین تبلیغای وسیعی از جانب وابستگان جریانات حکمتیست و اتحاد " کمونیسم کارگری " و برخی افراد دیگر و انگ زنی به ما به عنوان  " پرووکاتور " و " پرونده ساز " و " همکار دستگاه اطلاعاتی " و ...  گردید . ما پیش از انتشار این تحلیل ، صورت گرفتن چنین واکنشها و ایجاد چنین جو تبلیغاتی ای را  -  که همگان می دانند که وجه مشخصه این دسته " احزاب " مهارت در به راه انداختن چنین امواجی در فضای مجازی است -   پیش بینی می کردیم . ما آگاهانه دست به این کار زدیم ، از تحلیلی که انتشار دادیم دفاع می کنیم و محکم بر جای خود ایستاده ایم . ما نمی خواهیم گذر زمان و فاصله گرفتن از وقایع پیرامون 13 آذر سال گذشته باعث شود که افتضاحی  را که  عملکرد و سیاستهای فاجعه بار و ابلهانه رهبری حزب حکمتیست و وابستگانش در چپ دانشجویی داخل کشور به بار آورد  به دست فراموشی سپرده شوند .  بسیاری از فعالین چپ دانشجویی علنی دانشجویی داخل کشور بدون اینکه از چنین سیاستها و اقدامات مفتضحانه ای با خبر باشند به تبعات مضر و منفی آن دچار شدند تا مدتها با این تبعات دست به گریبان خواهند بود.  سیاستهای جریان حکمتیست  نباید بدون آنکه رسوا و افشا شود و به شکلی همه جانبه به نقد کشیده شود به  بهانه های گوناگون به دست فراموشی سپرده شود . به ویژه آنکه بعضی مسببین گریز پای ایجاد این وضعیت و پیش برندگان آن سیاستها  با یک فرار به جلوی تمام عیار  - که باز یکی دیگر از وجوه مشخصه این جریانات است -  به عنوان " قهرمان " معرفی  می گردند تا در دوره آتی به عنوان سرمایه ای برای تداوم سیاستهای ابلهانه و رجز خوانیهای حزب حکمتیست و جریانات مشابهش به کار گرفته شوند .


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/03/08ساعت   توسط آسو  | 

بمناسبت جانباختن 21 کارگر

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

بمناسبت جانباختن 21 کارگر و زخمی شدن ده ها تن دیگر بر اثر آتش سوزی در دو مرکز تولیدی در شازند اراک

 

بر اساس گزارش خبرگزاری های مختلف در اثر بروز آتش سوزی در دو کارخانه تولید مواد شیمیایی در استان مرکزی در عصر روز گدشته 21 کارگر جانشان را از دست داده و ده ها تن دیگر زخمی شدند. گزارشها حاکیست که وضعیت جسمی 7 تن از زخمی شدگان وخیم است.  آتش سوزی در دو کارخانه "كیمیاگستر" و "كیمیاگران  امروز"  در  شهرک صنعتی  "بابایی بازنه" در نزدیکی شهر "شازند" روی داده است.  برخی از مسئولین دولتی به روال همیشگی علت وقوع این فاجعه را بي‌احتياطى كارگران هنگام جوشكارى يكى از مخازن حاوى مواد شيميايى اعلام کرده اند.

 

بروز این وقایع فاجعه بار  مستقل از ابعاد آن در مراکز تولیدی ایران تازگی ندارد و این واقعه دردناک هم آخرین آنها نخواهد بود. جمهوری اسلامی با قوانین غیر انسانی و ضد کارگری خود، بی توجهی به حفظ امنیت کارگران در محیط کار را به یک سیاست عملی نهادینه تبدیل کرده است. قوانین جمهوری اسلامی رسیدگی به وضعیت ایمنی در محیط کار را به هیئت های مشترک کارفرمایان و وزارت کار واگذار کرده است، نهادهایی که جان کارگر برایشان هیچ ارزشی جز تولید سود بیشتر برای سرمایه دارن ندارد. در اثر نا امنی محیط کار  که نتیجه منطقی قوانین و سیاستهای رژیم و سود پرستی صاحبان صنایع و سرمایه داران است هر روزه شماری از کارگران اعضای بدن خود را از دست می دهند و یا بکام مرگ می روند که لیست شماری از آنها در ستون وقایع دلخراش روزنامه ها درج می شود.

 

طبقه کارگر ایران از زبان فعالین و پیشروان خود در فرصت برگزاری مراسم و آکسیون های اول ماه مه بارها ضد کارگری بودن این قوانین را اعلام کرده و بر ضرورت تامین بهداشت و امنیت محیط کار که کارگران بیشتر عمر و زندگی خود را در آن بسر می برند تاکید کرده اند. اما تا زمانی که طبقه کارگر ایران با اتکا به نیروی خود تشکل های طبقاتی و توده ای خود را ایجاد نکرده و عملا آن را به رژیم تحمیل نکرده اند و تا زمانی که با اتکا به تشکل های خود نهادهای کارگری را برای نظارت بر تامین امنیت محیط کار تشکیل نداده اند، وقایع محیط کار همچنان از کارگران قربانی می گیرد.

 

از فعالین و تشکل های کارگری در داخل انتظار می رود که کار تبلیعی و روشنگرانه حول ریشه یابی بروز وقایع دلخراش دو کارخانه "کیمیا گستر" و "کیمیاگران امروز" را به یکی از محورهای فعالیت خود در میان کارگران تبدیل کنند تا توده هر چه بیشتری از کارگران به ماهیت واقعی این وقایع و حقوق طبقاتی خود در این رابطه پی ببرند.

 

حزب کمونیست ایران ضمن محکوم کردن جمهوری اسلامی و کارفرمایان این دو کارخانه بعنوان مسبب اصلی این واقعه، با خانواده ها و بازماندگان این واقعه دلخراش، کارگران این دو واحد تولیدی و کارگران سراسر ایران عمیقا ابراز همدردی می کند و یاد جانباختگان این واقعه را گرامی می دارد.

 

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

6 خرداد 1387  ---  26مه 2008

2 نوشته شده در  87/03/08ساعت   توسط آسو  | 

حرص و آز سرمایه داران

باز هم حرص و آز سرمایه داران فاجعه آفرید و دههاکارگر را در شعله های آتش سوزاند

حمید قربانی

 

7/3/1387

 

در فاجعه انفجار و آتش سوزی  2 کارخانه مواد شیمیائی در شهرستان شازند اراک  تعداد 64 نفر کارگر جان باخته ویا به شدت دچار سوختگی شدند. در این آتش سوزی که بر اساس گفته یکی از متخصصین خیلی به سادگی می شد از آن جلوگیری کرد، 25 نفر از کارگران اسیر در دست سرمایه سوختند و قربانی درگاه سرمایه شدند و 35 نفر هم  دچار اسیب دیدگی شدید گردیدند. بر اساس گفته ی پزشک متخصص سوختگی از مرگ نجات یافته گان 20 تا 80 درصد می باشد. بنا برهمین گفته ها وضعیت تعدادی از کارگران صدمه دیده خیلی وخیم است و احتمال افزایش قربانیان سود اندوزی کارفرمایان خیلی زیاد است. 2 شرکت مزبور هم که کیمیاگران و کیمیاگستر نام دارند تقریبا از شدت آتش سوزی 80 درصد سوخته و ویران شده اند.

 

 آتش سوزی زمانی رُخ می دهد که کارگران نباید سرکار می بودند،زیرا که دستگاه ها درحال تعمیرو بازبینی بودند. درچنین مواقعی به گفته ی مهندس حبيبي، مسوِؤل واحد كارشناسي و ايمني سازمان آتش‌نشاني اراك، کارگران می باید از محل کار بیرون می بودند ودستگاهها خاموش می شدند.او که با خبرنگار ایسنا مصاحبه کرده است،این مسئله را چنین  توضیح می دهد: " در اين حالت تمامي سيستم‌ها، تخليه و كاركنان نيز از شركت خارج مي‌شوند تا سيستم‌هاي شركت، تعمير و بازبيني شوند. اما با وجود اين حالت، كاركنان همچنان در شركت مشغول فعاليت بودند." این رفتاری که با این تولید کنندگان سود برای سرمایه و رنج و محنت برای خویش، انجام گرفت وجان آنها را گرفت و ماباقی را به مرده زنده تبدیل نمود، فقط از خوی ضد انسانی و سود پرستی سرمایه داران و مدیران سودجوئی که از حس انسانیت بوئی نبرده با شند، سرچشمه می گیرد ونه از چیز دیگری.

 

اما ببینیم نماینده دولت دراین رابطه چه می گوید و علت این آتش سوزی را چه می داند. خیرنگار خبر گزاری فارس، در موردعلت این فاجعه جانگداز از زبان فرماندار شازند، چنین می نویسد: "وي علت آتش‌سوزي را بي‌احتياطي كارگران هنگام جوشكاري يكي از مخازن حاوي مواد شيميايي عنوان كرد.." واقعاً چقدر پستی و رذالت می خواهد، کارگران سوخته و به خاکستر تبدیل شده را چنین سالوسانه از قربانی به مجرم و کارفرما را از جنایت کار به طلبکار تبدیل نمود. اقای فرماندار برای سرمایه داران کارخانه یعنی اربابان واقعی خود چنین اشک می ریزد.او در ادامه  مطلب میگوید: "آتش‌سوزي از اين مخزن به ساير قسمت‌هاي كارخانه سرايت كرده است.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/03/08ساعت   توسط آسو  | 

نیشکر هفت تپه

از مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه دفاع کنیم!

 

 

صبح امروز دوشنبه 6 خرداد ماه 1387 برابر با 26 مه 2008 هزاران تن از کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در بیست و دومین روز از اعتصاب و اعتراض شان در مقابل فرمانداری شهرستان شوش تجمع کرده بودند با یورش وحشیانه نیروهای انتظامی روبرو شدند و 12 نفر را نیز دستگیر کردند.